تدابیر سنتی و عامیانه زایمان
تدابیر سنتی و عامیانه برای تسهیل فرایند زایمان
دکتر پولاک در کتاب خود درباره روند زایمان چنین می نویسد: به محض اینکه اولین دردها ظاهر شود ماما مىآورند و ماما فورا چند لیوان جوشانده ملایم و ملین گرمگرم به او مىخوراند. به هنگام شروع درد شدید وى باید رختخواب را ترک کند و به حال چندک به روى سه آجرى که آنها را موازى به روى هم چیدهاند بنشیند طورى که بتواند با دستها به کسانى که او را احاطه کردهاند بچسبد. وى در این حالت چندان استقامت و درنگ مىکند که بچه بیاید و به ندرت به کمک ماما احتیاج پیدا مىکند. پس از وضع حمل زائو را به بستر مىبرند و مىخوابانند. در سه روز اول پس از وضع حمل فقط به او غذاى گیاهى مىدهند که با شکر و چربى مخلوط است و بسیار دقت مىکنند که سرما نخورد.
در گیلان با شروع زایمان تشت، آب جوش، پارچه تمیز، قیچى، کاسه روغن شربتهاى مقوى پر از تخم ریحان، آبنبات، لباس، قنداق، منقل، اسپند بهخصوص اسپندى که از علمبرىهاى محرم و صفر و روز چهارشنبه آخر سال فراهم شده بود آماده مىکردند و با شروع زایمان در مجمعه مسى تکهاى حصیر و در دو طرف آن شش خشت قرار مىدادند. درد که شدید مىشد آهسته به تن زن روغن مىمالیدند بعد او را چمباتمه روى خشتها مىنشاندند. زنى در مقابل مىنشست که زائو دست در گردنش مىکرد و زور مىزد ماما نیز براى گرفتن بچه در پشت سر زائو مىنشست.
درمانهای سنتی و عامیانه برای اصلاح دیرزایى
دلاواله مىگوید در زیزوان نزدیک فسا خانم حاملهاى از ساربان ما خواهش کرد او را از زیر یکى از شترهایش عبور دهد چون درد زایمان را احساس مىکرد.
در میبد زنى که از زمان زایمانش گذشته باشد از زیر پل عبور مىدهند و اگر در دوره باردارى گوشت شتر خورده باشد او را از زیر شکم شتر عبور مىدهند.
تدابیر عامیانه و سنتی تولد زودهنگام
در ترکمن صحرا کودکانى که چند روز یا چند ماه قبل از موعد به دنیا مىآمدند توسط مادر یا یکى از بستگان از زیر سهپایه مىگذراندند. این کار هر روز یکبار و آنقدر ادامه مىیافت تا مجموع روزهایى که کودک زودتر به دنیا آمده با دفعاتى که از زیر سهپایه گذشته نه ماه و نه روز شود.
تدابیر عامیانه و سنتی برای آسان کردن زایمان
در لرستان براى آسان کردن درد زاییدن جوشانده گیاه خارگنمدونه (گیاهى است بوتهاى، شبیه بوته هندوانه که برگى مثل برگ گاودانه دارد) به زنى که در حال زاییدن است مىخورانند.
در گیلان اسپند دود مىکردند. شمعى را که از امامزاده یا مکان مقدسى برداشته بودند مىافروختند. انگشتر عقیقى را که بر آن نام پنج تن آل عبا حک شده بود در انگشت زن سختزا مىکردند.
- چند کیلو برنج خوراکى خانواده را بر سر و شکم زائو مىریختند. اگر روز بود مشتى از برنج را براى ماکیان خانه مىپاشیدند تا بخورند و دعا کنند که زائو آسان فرزندش را به دنیا بیاورد.
- از ملا فارغنامه مىگرفتند و بر ران راست زائو مىبستند و کسى از باسوادان یا ملاى ده را به خانه مىآوردند تا در اتاق مجاور با صداى بلند سوره مریم را بخواند.
- به مؤذن پول مىدادند که در همان هنگام بر فراز گلدسته مسجد مناجات کند.
- لباسهاى نوزاد را مىجستند اگر دکمههایش بسته یا بندکهایش گره خورده بود باز مىکردند. اگر روسرى بر سر زائو بود برمىداشتند.
- گوسفندى را براى قربانى کردن نذر مىکردند.
- موهاى زائو را به دهانش فرو مىکردند تا به او حالت تهوع دست دهد آنگاه با فشار ناشى از استفراغ نوزاد زودتر به دنیا مىآمد.
- یک صفحه قرآن را داخل کاسه آب مىکردند و آب را به خورد زن مىدادند. حدود چهل زرده تخممرغ را درون کاسهاى هم مىزدند تا کشدار شود سپس مقدار کمى از آن را داخل مهبل زن زائو مىریختند تا بچه بر اثر سر خوردن زودتر به دنیا بیاید.
- در روستاى بلسنبه رشت براى زن سختزا کسى را خبر مىکردند تا مناجات بخواند.
- مناجاتخوان به بالاى درخت یا تالار خانه مىرفت و مىخواند: درهاى امید بر رخم بسته شده، بگشاى خدایا که گشاینده تویى. الهى به خون گلوى حسین بگشاى خدایا که گشاینده تویى، یا اللّه یا مقلب القلوب، الهى به حق هشت و چارت بگشا، بگشاى! خدایا که گشاینده تویى. یا اللّه یا مقلب القلوب.
- هنگام زایمان براى آسانزایى یک نفر درحالىکه پاى راست خود را روى شانه زائو گذاشته بود سوره مریم را مىخواند. یک عدد تخممرغ را از گوشه بالاى در خانه به زمین مىانداختند.
گیاه پنجه مریم خشکیده را در ظرفى پر از آب مىگذاشتند تا با شکفتن آن زائو از درد زایمان فارغ شود.
تدابیر عامیانه و سنتی برای پیشگیری و درمان سختزایى
در گیلان دختران نباید در اتاق زایمان حضور داشته باشند که زائو سختزا مىشود و یا سختزایى زائو به آنها سرایت مىکند. اگر دخترى وارد اتاق مىشد براى رفع سختزائى زائو دامن دختر را چاک مىدادند. زن حامله را هم به اتاق راه نمىدادند و باور داشتند ممکن است سختزایى آنها به هم منتقل شود. اگر زن حامله در اتاق زایمان حضور مىیافت انگشت بزرگ پاى او را با باریکهاى از پارچه مىبستند و مىگفتند: درد تو مال تو درد زائو مال خودش. با این کار هیچیک سختزایى را از دیگرى نمىپذیرفت.
مردم میبد معتقدند زن حامله اگر طاقباز بخوابد یا دست بلند کند بچه در شکمش برمىگردد و زن هنگام زایمان دچار مشکل مىشود.
ارامنه اصفهان بر این باورند که زن حامله براى پیشگیرى از سختزایى باید اگر با کسى قهر است آشتى کند.
در قزوین اگر زاییدن زن به طول بکشد، چنگ مریم (پنجه مریم) در آب زده به او مىدهند.
در دلیجان روده غربال (منظور شبکه غربال است که از زائدههاى زهتابى روده یا پوست گوسفند مىبافند) را سوزانده به بدن زن مىمالند.
در سیستان زنانى که دچار مشکل زایمان مىشدند سنگى که داراى اشکال گاو و شتر بود و ساربانها داشتند مىگرفتند و آن را در آب مىانداختند و آب آن را مىخوردند.
در میبد براى رهایى از این وضع بر این باور بودند که اگر آب هندوانه به زائو بدهند روى سر بچه مىریزد و مىآید.
در بافق زنى که در زایمان دچار مشکل مىشد:
1. شوهرش به بالاى پشت بام مىرفت و گردو یا دمى (دامى نخ) به پایین مىانداخت.
2. چادر زن زائو را به مسجد مىبردند و پهن کرده روى آن دو رکعت نماز مىخواندند. در قزوین لباس بچه را وارونه مىکنند، یا چادر زائو را به گرو مىگذارند.
در اصفهان:
- برکت سفره که نان یا مرغ قربانى شده و نظایر آن است به شکمش مىبندند.
- چادر سیاهى از زائو را به گرو گذاشته با پول آن خرما مىخرند و خیرات مىکنند.
- پنجه مریم را در آب مىاندازند.
- شوهر آب در دامن خود ریخته به او مىخوراند.
شیوه های سنتی و عامیانه زایمان
در میبد یک سینى لب کنگرهاى مسى که داخل آن یک کهنه با لایى زیاد به نام لنده مىگذاشتند، زائو سرپا در سینى مىنشست و به یک نفر که روى کرسى در مقابل او نشسته بود، تکیه مىداد. وقتى سر بچه پیدا مىشد، ماماچه به آرامى او را مىگرفت و مىکشید. بعد ناف بچه را مىبرید و لباس به تن او مىکرد.
در خراسان یک سینى پر از خاکستر و هشت عدد خشت براى زائو مىآوردند، پارچه سفیدى روى خاکستر مىکشیدند و خشتها را چهار به چهار به فاصله سى سانتىمتر در دو طرف سینى روى هم مىگذاشتند. زائو روى خشتها مىنشست. یک کرسى نیز در جلوى او قرار مىدادند که زنى به عنوان پیشنشین روى آن مىنشست. زائو دو دست را بر شانههاى پیشنشین مىگذاشت و با آرنجهاى خود به او تکیه مىداد. ماما هم که پسنشین بود کف دستهاى خود را با روغن بادام یا روغن زرد چرب مىکرد و مدت چند دقیقه شکم زائو را مالش مىداد تا اگر بچه در شکم زائو به حالت غیر طبیعى قرار گرفته باشد به وضع عادى و طبیعى درآید. پس از انجام این عمل حوله یا دستمالى را گرم مىکرد و چند بار به دور کمر زائو مىگذاشت و برمىداشت تا خون در اطراف شکم و رحم زائو به جریان بیفتد و وضع حمل را تسریع کند. براى آنکه درد زائو شدت پیدا کند و زودتر فارغ شود، یک کاسه جوشانده از گلگاوزبان و تخم شبت (شوید) درست مىکردند و قدرى نبات هم در آن مىریختند و به زائو مىدادند، اگر دردش پرزور نمىشد اندکى ریشه گل ختمى خبازى با عرق بیدمشک و شکر کفمال مىکردند و به وى مىدادند. همچنین عرق بیدمشک و شکر کفمال مىکردند و به وى مىدادند.
در یارند کاشان قابله وقتی با معاینه تشخیص مىداد که تولد نوزاد نزدیک است، مردان را از اتاق بیرون مىکرد. یکى از آنها بالاى بام مىرفت و اذان مىگفت. قابله زن را به پشت مىخوابانید و کف دو دستش را بر روى پهلوى او مىگذاشت و به طرف پایین مىکشید تا بچه پایین بیاید. بعد او را روى چند خشت مىنشاندند و از او مىخواستند زور بزند، زنهاى مسن نیز به قابله کمک مىکردند. در اتاق زائو اسفند دود مىکردند و دعاى چهار قل مىخواندند. هنگامى که نوزاد به دنیا مىآمد قابله ناف او را با قیچى یا کارد مىبرید و با نخ محکم مىبست. سپس انگشت شست دست را در دهان نوزاد کرده و فشار مىآورد و عقیده داشتند با این کار راه دهان نوزاد باز شده و براى شیر خوردن آماده مىشود. بعد ماما بچه را در تشتى با آب گرم مىشست و در پارچه پیچیده و کنار مادر مىگذاشت.
در روستاهاى کاشان یک سینى پر از خاکستر الک کرده و چند تکه پارچه در آن مىگذارند با دو بالش، و زائو پاها را روى بالش گذاشته، در سینى مىنشیند و قابله دو دستش را بر پهلوهاى او گذاشته و به طرف پایین فشار مىدهد تا بچه به طرف پایین بیاید. اگر پاى بچه به طرف پایین است استخوان رحم را که در وسط رحم قرار دارد مىشکند و جاى بچه را عوض مىکند و اگر دهانه رحم تنگ باشد براى بیرون آوردن بچه آن را پاره مىکند اما هیچ درمانى براى این آسیبها نمىشناسند و معتقدند خودبهخود بهبود مىیابد. نوزاد که به دنیا آمد ناف او را قیچى کرده و بچه را در تشتى با آب گرم شسته و در پارچهاى تمیز مىپیچند. اگر بچه هنگام تولد در پرده سفیدى باشد آن پرده را پاره کرده بچه را بیرون مىآورند بر این باورند که اگر این پرده را به یک زندانى بدهند از زندان آزاد مىشود. در تالش تا لحظهاى که کودک به مهبل نزدیک نشده ماما در پشت و وردست او در مقابل زائو مىنشیند، اما همین که سر کودک به دهانه مهبل نزدیک شد ماما در مقابل زائو مىنشیند و در صورت لزوم از دستهاى خود به منظور سریع و سالم به دنیا آوردن کودک استفاده مىکند.